گفت و گو با صدرالدين حجازي

http://www.banifilm.ir/Content/1392/07/21/image/2-1-2013101315155.jpg

صدرالدين حجازي فعاليت هنري‏اش را از سال 1352 آغاز کرده و در طول دوران فعاليتش بارها صحنه تئاتر، تلويزيون و سينما را تجربه کرده است. او هم اکنون سومين سال غيبتش جلوي دوربين را مي‏گذراند. بازيگر سريال‏ هاي «مختارنامه»، «تفنگ سرپر»، «روزي روزگاري»، «کوچک جنگلي»، «تنهاترين سردار» و... که سينما را با بازي در فيلم‏هاي «گيس بريده»، «رستگاري در 20/8 دقيقه»، «مزاحم»، «مثلث آبي»، «روز شيطان»، «سه مرد عامي» و... پشت سر گذاشته در گفت و گو با «باني فيلم» از درد و دل‏هاي اين روزهايش مي‏گويد.

 

3آقاي حجازي از صداي‏تان مشخص است دوران نقاهت را پشت سر گذاشته ايد و بهتر هستيد؟

ـ قربان شما، خدا را شکر بهتر هستم.

3مشغول کاري نشده ايد؟

ـ براي حضور در کاري صحبت کرديم و منتظر هستيم شرايط آن مهيا شود. از طريق روزنامه شما مي خواهم اعلام کنم که هيچ مشکلي براي کارکردن ندارم. برنامه «هفت» طوري مطرح کرد که گويا وضعيت من خيلي خراب است. يک عمل خيلي جزئي بود که به هر حال انجام شد. دوستان هم سوء نيت نداشتند و لطف کردند، ولي طوري مطرح شد که بسياري از عزيزان را نگران کرد. اين عمل من هم بر مي گردد به جابه جايي يک وسيله سنگين در سريالي.

3سريال «تفنگ سرپر»...

ـ بله، خمره اي در اين سريال بود که من بايد آن را جا به جا مي کردم، خواستم خمره حداقل خالي باشد گفتند نه بايد داخل آن حتماً آب باشد. اين مسئله باعث شد فشار به دنده هاي من بيايد و در نهايت کارم به عمل کشيد. خوشبختانه به خير گذشت. دکتر رنجبري ـ که بسيار به اهالي هنر لطف هم دارند ـ واقعاً با تبحر اين عمل را انجام دادند و الان من خيلي بهتر هستم.

3 قرار است مشغول چه کاري بشويد؟

ـ کاري است با تهيه کنندگي آقاي زارع که صحبت هاي مقدماتي شده است...

3احياناً به پروژه «شاهگوش» داود ميرباقري نخواهيد پيوست؟

ـ چرا احتمالاً، صحبت هاي مقدماتي انجام شد ولي گويا عوامل اين پروژه مقطع به مقطع به شکل اپيزوديک کار مي کنند. هم آقاي برومند و هم خود داود با من صحبت کردند. منتظر آن هستم. من سال گذشته 16 کار صحبت کردم تعدادي را من خوشم نيامد و انجام ندادم و  تعدادي هم که به نظرم متون خوبي داشت و مي شد به نتيجه برسد، اصلاً توليد نشد.

3خب سال گذشته وضعيت مالي تلويزيون تعريفي نداشت گويا در ادامه قرار است اوضاع بهتر شود؟

ـ بله سال گذشته خوب نبود اما الان هم خيلي اوضاع خوب نيست. اکثر کارها به دنبال مشارکت هستند، از سويي ديگر هم شما مي دانيد تلويزيون رفته به سمت پخش تکراري سريال هاي سال هاي قبل خودش...

3فکر مي کنم بيش از 2 سال باشد که شما کاري نکرده ايد؟

ـ بله، حدود 3 سال است که من جلوي دوربين نرفتم! اين خيلي براي من عجيب است که هميشه مشغول کار بودم. يکي از دوستان هم نيامد در اين مدت سراغي از ما بگيرد، ايرادي ندارد، گذشت و باز هم مي گذرد.

3امرار معاش صدرالدين حجازي تنها از راه بازيگري است؟

ـ بله، من تنها کار بازيگري مي کنم و هيچ حرفه ديگري هم ندارم. اندوخته ام هم که مدتهاست به پايان رسيده و به قول معروف با سيلي صورت خودمان را سرخ نگاه داشتهايم. درد دل مان را براي کسي نگفتيم، نشد بگوييم، چون گوش شنوايي نبود... . درد دلمان زياد است، بغض غريبي روي دلم هست که روزي خواهم گفت، کارهايي که برخي از تهيه کنندگان با من کردند و دم نزدم. واقعاً نسل ما و پيشکسوتاني که يک مقدار رعايت اصول هنرمندانه را مي‏کنند وضعيت مساعدي ندارند و رفتار خوبي با آنها نمي‏شود. اميدوارم شرايط مهيا شود و روزي بتوانم سر فرصت به ناگفته هايي اشاره کنم که حداقل اهالي اين حرفه از مسائلي مطلع شوند، به هر حال کساني که در اين مسير مي افتند بايد چيزهايي را بدانند.

من حرف هايي دارم که بايد براي جواناني که اول راه هستند بزنم، بايد بگويم چگونه رفتار کنند که در اين مسير حقي از آنها ضايع نشود. ما به دليل حرمتي که براي حرفه مان قائل هستيم و شأن آن را هميشه مدنظر داشتيم متاسفانه در حق مان اجحاف و ظلم مي‏ شود، ولي خب چه بگويم، چه مي توانم بگويم بغض غريبي دارم...

3اگر مي دانستيد اوضاع و رفتار اهالي اين حرفه  روزگاري اينگونه خواهد بود و نهايت اين مسير به کجا ختم مي شود شايد هيچ گاه به سمت هنر و اين حرفه نمي رفتيد؟

ـ نه، نه، من هنوز حرفه خودم را دوست دارم با عشق و علاقه به سمت اين کار آمدم. من معتقد هستم اين حرفه ما هنري است پس نبايد شرايط آنقدر در آن ناهنجار باشد که براي اهالي زحمتکش خودش دلگيري به وجود آورد. در تمام دنيا اين طبيعي است که هنرمندان در يک وضع نامطلوب به سر مي برند و با مشکلاتي دست و پنجه نرم مي کنند، اما شما شک نکنيد اگر من يک بار ديگر هم به دنيا بيايم باز هم همين حرفه را انتخاب خواهم کرد.

3واقعاً؟

ـ بله با تمام سختي هايي که در اين سالها کشيده ام و با تمام ناکامي هايي که در طول اين دوران کشيده ام، حرفه ام را دوست دارم. شما مي دانيد 3 سال کار نکردن در اين مملکت ساده نيست، با اين هزينه ها زندگي کردن واقعاً سخت است. گفتن آن شايد خيلي ساده باشد اما در عمل يک اتفاق ناگوار است. اما با تمام اين احوال تمام آلام و مشکلات را با جان و دل خريدار هستم و هنوز به حرفه‏ام احترام مي گذارم و به آن مباهات مي کنم. با تمام اشکالاتي که وجود دارد به اهالي اين حرفه و حتي کساني که در حقم ظلم کرده‏اند، احترام مي‏گذارم. من مي خواهم به شما بگويم حرفه ما مشکلي ندارد آدم ها بايد يک مقدار تغيير کنند.

3اگر صحبتي در پايان مانده...

ـ حرف هاي زيادي دارم که دوست دارم روزي با شما در ميان بگذارم. سر فرصت دوست دارم به نکاتي اشاره کنم که براي عزيزان اين حرفه چراغ راه خواهد بود. اميدوارم وضع طوري شود که همه اهالي اين حرفه بتوانند با عشق کار کنند و کسي مجبور نشود 3 سال کار نکردن را تجربه کند. از شما که به يادم بوديد تشکر مي کنم