بازيگری که از بازی خودش راضي است! + عکس

بهار نوحيان بازيگر جواني كه در مجموعه «بال هاي خيس» ايفاي نقش افرا را به عهده داشت. ساعاتي در دفتر مجله ميهمان همكاران مان بود. با وي گفت و شنودي داشتيم كه از نظرتان مي گذرد.

بهار نوحيان در يك نگاه


متولد: ۱۳۵۶
تحصيلات: ليسانس تئاتر از دانشگاه آزاد تهران
كارنامه هنري
تئاتر: من گرگ نيستم، گرسنه نيستم، ايوانف و...
تلويزيون: سياه و سپيد، خاكستري، نيستان، عروس، بال هاي خيس و...
سينما: شوخي و...

در برابر مشكلات بازيگري ايستاده ام


حكايت كنار آمدن من و بازيگري حكايت عجيبي است، ابتدا بازيگري مرا انتخاب كرد، اما من ۱۶ سال است كه با عشق بازيگري را دنبال مي كنم و اگر عمري باشد مي خواهم تا روزي كه زنده هستم در اين حرفه فعاليت داشته باشم، چون در هيچ كار ديگري تخصص ندارم.

من، سال ها در برابر مشكلاتي كه بازيگري دارد، ايستاده ام و خداوند و همكارانم شاهد هستند كه هدفي جز بازيگري ندارم. شايد شهرت براي خيلي ها جذاب باشد، اما براي من هيچ وقت اهميتي نداشته و هدفم از بازيگري، هميشه اين بوده كه لحظه هاي تنهايي و دردها و غصه هاي كساني را كه نويسنده به رشته تحرير در آورده است، بازي كنم و به مردم نشان بدهم. طبعاً اگر در ارائه نقش موفق شوم، لذت مي برم و مطمئن هستم اگر غير از بازيگري در حرفه ديگري فعاليت مي كردم اين گونه احساس سرور و شادماني نمي كردم. ناگفته نماند ويژگي بازيگري نسبت به هنرهاي ديگر در اين است كه بايد تمام جسم و روح و وجودش تواماً درگير نقشي باشد كه قرار است بازي كند. اگر من در عرصه دوبله و يا نويسندگي فعاليت مي كردم، از يك بخش وجود من استفاده مي شد. هر چند، تمام كساني كه وارد عرصه بازيگري مي شوند، چنين نگاهي به بازيگري ندارند، بلكه خيلي هايشان مي آيند تا معروف و پولدار شوند و به خاطر نفس هنر وارد اين عرصه نمي شوند.

چگونگي حضور من در «بال هاي خيس»


حدود پنج سال قبل در يك تله فيلم به نام «پنجره» و به كارگرداني عباس رنجبر بازي كرده بودم. يك روز از طرف وي با من تماس گرفتند و مرا براي بازي در «بال هاي خيس» دعوت به همكاري كردند. فيلمنامه را كه خواندم عباس رنجبر با وجود آنكه در گذشته با من همكاري داشت و كاملاً مرا مي شناخت پيش از عقد قرارداد چند جلسه برايم دورخواني گذاشت. دورخواني حكم تست را داشت و البته علم داشتم كه از كانديداهاي اصلي كار هستم. در آن مجموعه در نقش افرا نامزد محسن (حسين مهري) بازي كردم. حتماً مي دانيد كه افرا يك درخت صاف و كشيده و محكم است و من مقابل دوربين سعي مي كردم با محكم گرفتن چادرم، غرور، متانت، استواري و ايستادگي افرا را به نمايش بگذارم و خيلي خوشحال بودم نقش دختري را بازي مي كنم كه با استفاده از پوشش و به عنوان صاحب يك گلخانه عده اي كارگر زير دستش خدمت مي كنند.

فيلمسازان بايد خودشان را جاي جوانان بگذارند


فيلمنامه ها بايد از متن جامعه باشد، برگرفته از دغدغه هاي امروزي. اگر توقع داريم مردم مخاطب كار ما باشند بايد از سوژه ها و موضوعات روز جامعه و مفاهيمي الهام بگيريم كه مردم با آنها درگير هستند. يعني بايد نويسنده ها و برنامه سازها خودشان را به جاي نوجوانان و جوانان بگذارند و كاري كنند كه آنها به تماشاي ماهواره ننشينند و سريال ايراني نگاه كنند. ما بايد نكاتي را به نمايش بگذاريم كه براي جوان ايراني جذاب باشد. من معتقدم جوانان طبق فطرت الهي خودشان دوست دارند درست و پاك باشند و در مسير صحيح زندگي قدم بگذارند، اما متاسفانه بعضي سريال ها بدآموزي دارد و راه راست و درست را به مخاطب نشان نمي دهند. چه خوب است به جاي انتقامجويي، پسر يا دختري كه هدف دارد بداند چگونه بايد تلاش كند تا به هدفش برسد. پسر كوچكي كه الان فكرش پاك است مي نشيند ياد مي گيرد كه من چه طوري بدجنسي كنم تا به آن چيزي كه مي خواهم برسم. فيلمسازان بايد روش هاي رسيدن مخاطب به سلامت روحي، رواني را نشان بدهند متاسفانه اين در حالي است كه ما گاهي در فيلم ها و سريال ها راه هاي ميانبر را شاهد بوده ايم.

از تئاتر لذت مي بردم


سال ها قبل، وقتي مدرسه مي رفتم يكي از بستگان به نام خسرو بامداد كه در عرصه تئاتر فعاليت داشت، مرا به تمرينات تئاتر برد و من از مشاهده تمرينات بازيگران لذت زيادي بردم. يك روز خسرو بامداد از من پرسيد دوست داري بازيگر شوي؟ من بازيگري را دور از ذهن مي ديدم و نمي دانستم چه جوابي بايد به او بدهم، اما بعدها يكي از همسايگان ما به نام فرهاد ثريا، كه فيلمبردار مجموعه هاي «سياه و سپيد» و «خاكستري» بود مرا به كارگردان سريال، سيامك شايقي معرفي كرد.

من كه در آن زمان ۱۸ سال داشتم و تازه ديپلم گرفته بودم، نقش يك دانش آموز را بازي كردم.

وقتي نقشي را دوست داشته باشم، همه چيز را تحمل مي كنم


همان طور كه امكان دارد در يك خانواده ما بين اعضاي آن برخوردهايي به وجود بيايد، بديهي است كه در يك سريال هم كه تصويربرداري آن ماه ها طول مي كشد اتفاقات كوچكي پيش بيايد كه بايد گذشت كرد و يقيناً نتيجه اش رضايت بخش خواهد بود خوشبختانه از روزي كه كار شروع شد تا پايان تصويربرداري خاطره بدي برايمان در ذهن نماند تا بگويم سختي در كار بوده. ناگفته نماند اگر بازيگر نقشي را كه بازي مي كند دوست داشته باشد سختي هاي كار را هم صبورانه تحمل مي كند.

از بازي خودم راضي هستم

من زمان تصويربرداري تمام تلاشم را كردم و همه انرژي ام را گذاشتم تا همان افرايي را نشان بدهم كه مورد نظر كارگردان است و وقتي كار را ديدم تقريباً مي توانم بگويم نمره خوبي به خودم دادم و خوشحالم كه توانستم كارم را با موفقيت به پايان برسانم.

بهترين سكانس بازي من در «بال هاي خيس» سكانسي بود كه در حياط دانشگاه بوديم و محسن از افرا خواست كه درباره نامزدي گذشته شان دوباره فكر كنند. در آنجا، افرا هم محسن را دوست دارد و از اينكه او با پشيماني برگشته، خوشحال است ضمن اينكه مي خواهد غرورش را حفظ كند و در جا بله نگويد. افرا در آن لحظات حال و هوايي چندگانه داشت. من آن سكانس را خيلي دوست دارم و از بازي خودم هم راضي هستم.

و حرف آخر؟


من مجرد هستم و تمام هدفم خوب بازي كردن است و جز اين به چيز ديگري فكر نمي كنم.

اوقات فراغت خودم را با آموزش موسيقي كلاسيك و ديدن فيلم هاي ايراني و خارجي پر مي كنم و چون غير از بازيگري شغل ديگري ندارم، منتظر مي مانم تا براي بازي در كار جديدي دعوت شوم.