سلام آقای مشایخی! تولدتان مبارک...

شما برای من فقط یک بازیگر نیستید، انسان فرهیخته‌ای هستید که در طول زندگی، همیشه باعث افتخار هنر بازیگری این سرزمین بوده‌‌اید. شما را دوست دارم، چون حق‌طلب هستید و برای منافع شخصی، هرگز دوستان و همکارانتان را نمی‌فروشید.

یادم می‌‌آید حدود سال 1340 بود، در اداره هنرهای دراماتیک که آن زمان نزدیک میدان بهارستان بود، شاگرد کلاس‌های شبانه آقای سمندریان بودم. یک روز آقای خسروی آمد سر کلاس و مرا برد برای نمایشی که شما در آن نقش «کاپیتان» را بازی می‌کردید و قرار بود من و دو بازیگر دیگر در رویای شما، گنجی را از صحنه عبور دهیم. نور صحنه آبی می‌شد و اسلوموشن همراه گنج در رویای شما از صحنه عبور می‌کردیم. نمایشی بود از «اونیل».

این اولین قدم‌های من بر صحنه تئاتر بود و چه لذت‌بخش! بعد در فیلم «سراب» که قرار بود نقش اول را بازی کنم، به خاطر من پذیرفتید نقش استاد را که نقشی کوتاه بود، بازی کنید. می‌دانم برای حمایت از من این نقش را پذیرفتید. اینها را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. اینها فقط در مرام لوطی‌ها و پهلوان‌های قدیمی دیده می‌شود که اکنون دیگر فراموش شده است.

و چه لذت‌بخش بود بازی در فیلم «طلسم» در کنارت، که فیلمی ماندگار شد. امیدوارم سایه‌تان همیشه بالای سر ما باشد، که به شما افتخار کنیم. مواظب خودتان باشید. شما فقط به خودتان تعلق ندارید، باعث مباهات همه ما هستید.روزنامه شرق