به سيمرغ فكر نمي كنم

پولاد کیمیایی به برنا گفت:«متروپل» در کارهای جدید
پدرم فیلم خاصی است ضمن اینکه از نظر خط قصه برای کسی که سالها سینمای کیمیایی را
می شناسد در این فیلم با روایت جدیدی روبرو می شود که بیشتر خود سینما را هدف گرفته
است.به نظر من «متروپل» در کارهای سینمایی کیمیایی قصه خاصی است و کار جالبی شده که
توقعات دیگری را برای مخاطب برآورده می کند.
وی با بیان اینکه فیلم های کیمیایی
قهرمان کلاسیک دارد، افزود: سینمای کیمیایی سینمای کلاسیک است بنابراین قهرمان اوهم
باید کلاسیک باشد.اگر دقت کرده باشید شخصیت فیلم های کیمیایی گاهی در فضای مدرن تری
می رود و قهرمان کلاسیک می شود، فرم تغییر می کند و خودش را به شکل قهرمان نمایان
می سازد اما در این فیلم قهرمان خود سینما است . سینمایی به نام «متروپل» که در حال
فرو ریختن است.
بازیگر فیلم سینمایی «رئیس» با بیان اینکه به نوعی بازیگر فیلم
های مسعود کیمیایی هم متفاوت هستند، توضیح داد: سینمای مسعود کیمیایی وابسته به
بازیگر است ضمن اینکه سینمای او بدون بازیگر معنا ندارد و بازیگر در سینمای اوباید
توانا و قدرتمند باشد. اجرای بازیگر در سینمای پدرم باید اسطوره ای باشد البته اگر
موضوع فیلم اجتماعی باشد این اسطوره بودن کمتر به چشم می خورد. وی در ادامه افزود:
در فیلم های پدرم فضای شخصیت پردازی ها که نوشته و پردازش شده بسیار سنگین است و
برای درک آنها باید سینما و ادبیات گفتاری را به خوبی بشناسیم. باید بتوانی صدا
سازی کنی و نگاهت مشخص شده باشد تا بتوانی آن را پیدا کنی. این سینما متعلق به
کیمیایی است او با قشر سخت گیر ، آسیب دیده ، رنج کشیده و حاشیه نشین تهران کار می
کند که تنور این نوع سینما بسیار هم داغ است.
کیمیایی خاطرنشان کرد: بازیگری در
سینمای پدرم خطرهایی هم دارد و آن این است که اگر در این سینما بدرخشی و بعد بخواهی
قالب آن را بشکنی بسیار سخت است زیرا سینمای کیمیایی سینمایی است که در آن بازیگر
خشک می شود اگر دقت کرده باشید بازیگرهای منفی او سالیان سال است که منفی کار شده
اند. بازیگر «صحنه جرم ممنوع» با بیان اینکه فرصت دادن به بازیگر بسیار مهم است و
در اصل در این جاست که سیمرغ خلق می شود، گفت: من حتی در جهان کیمیایی هم بسیار رنگ
عوض کردم و سعی کردم با بازی متفاوت رنگ و بوی جدیدی به هر فیلم داشته باشم. به
عنوان مثال، در فیلم «حکم» خشونت با نگاه سنگینی از من دیده می شود که آن نقش بازی
بیرونی نداشت و کاملاً درونی بود یا در «محاکمه در خیابان» آدم پریشانی بودم و در
«جرم» آدمی آرام، مطمئن و عاشق. در «متروپل» هم با شخصیت و اجرای دیگری به سراغ
نقشم رفتم. کیمیایی با اشاره به اینکه به گرفتن سیمرغ در جشنواره فکر نمی کنم ،
توضیح داد: فکر کردن به جشنواره من را اذیت می کند. هر سال هر بازیگری که در
جشنواره حضور دارد فکر می کند باید سیمرغ بگیرد و این موضوع بر روی کارش تاثیر به
سزایی می گذارد. هر هنرمندی مانند هر ورزشکاری زمانیکه مدال می گیرد در دوره ای با
افت مواجه می شود. دو سال پیش که کاندید شدم اما موفق به دریافت سیمرغ نشدم یادم می
آید بازیگرهای دیگر به من می گفتند خدا را شکر کن که سیمرغ نگرفتی زیرا انگیزه ات
در بازیگری عوض می شود ضمن اینکه سیمرغ در کشور ما عادلانه قضاوت نمی شود و این
موضوع را در نظر نمی گیرد که آیا بازیگر توانسته کار خارق العاده ای ارائه دهد اما
در کشورهای دیگر حتی ممکن است یک نابازیگرجایزه بگیرد. در ایران باید دوره سختی را
بگذرانیم و سن و سالی را پشت سر بگذرانیم تا شایستگی گرفتن سیمرغ را پیدا
کنیم.بازیگر سریال «ماتادور» درباره علاقه مندی اش به تلویزیون نیز گفت:من قبلاً هم
گفته ام که تلویزیون بیشتر به من وفا کرد و فرصت زیادی در اختیارم گذاشت تا آنجا که
پیشرفت خوبی هم در آن داشتم ضمن اینکه تلویزیون از ابتدا با یک شهامت و لطفی با من
روبرو بود که به من خیر رساند. یادم می آید زمانیکه کارفریدون جیرانی را کار می
کردم بلافاصله کاردیگری در تلویزیون به من پیشنهاد شد. البته در تلویزیون من معضل
چهره را داشتم و هر کسی که من را می دید نمی شناخت زیرا در فیلم های سینمایی با
گریم های متفاوتی از من روبرو شده بودند. من در سنین مختلف سینما را تجربه کرده
بودم به همین دلیل صورتم برای مخاطب جا نیفتاده بود. بازیگرها زیاد تنوع گریم را
دوست ندارند و دوست دارند چهره واقعی شان در ذهن ها باقی بماند ضمن اینکه سمت گریم
های خطرناک نمی روند اما من رفتم و این باعث شد تنها یک چهره از من بماند و در
نهایت تلویزیون به من کمک کرد تا از این مشکل بیرون بیایم. کارهای تلویزیونی هم
متفاوت بود در «ششمین نفر» نقش یک افسر قدیمی را بر عهده داشتم که بسیار متفاوت از
کارهای دیگرم بود.
آنتن تلویزیون توانست چهره سینمایی که تنها برای مخاطب سینما
است را بشکند و در قاب کوچکتر بازی کنم.
سلام برسینمای ایران