http://www.banifilm.ir/Content/1392/10/02/image/2-1-2013122319158.jpg

پس از بازی در نقش گلرخ در سریال «از یاد رفته» با لهجه گیلکی و حضور در تله فیلم «غافل» با لهجه آذری حالا سپیده خداوردی را با لهجه‏ای شبیه به لحن و کلام جنوبی در نقش مرضیه و در سریال «آوای باران» می‏بینیم. او که پس از سریال «گلیعاد» دومین تجربه همکاری‏اش را با حسین سهیلی زاده تجربه می کند، مهمان یک فنجان چای «بانی فیلم» شد. او در گفت و گو با «بانی فیلم» از این همکاری، شخصیت مرضیه و البته کوتاه در مورد لیلای سریال عصر پائیزی گفت. ‏بازیگری را برای تلویزیون با سریال «بچه های خیابان» همایون اسعدیان آغاز کرد و با سریال های «سهمی برای دوست»، «پروانه» و فیلم‏های «ایستگاه بهشت»، «قهوه اسپرسو» و... ادامه داد.
سریال «عصر پائیزی» را هم به جز سریال در حال پخش «آوای باران»، در انتظار پخش داری؟
ـ بله، همزمان با «عصر پائیزی» یکی ـ دو کار دیگر هم پیشنهاد شد که هیچ یک را قبول نکردم تا با تمرکز کامل آن کار را انجام بدهم.
«عصر پائیزی» قرار است چه زمانی به پخش برسد؟
ـ واقعاً اطلاعی ندارم.
از «لیلا» کاراکتری که در آن سریال بازی کردید هم کمی صحبت کنید.
ـ اگر اجازه بدهید چیزی نگویم. آن سریال یک مجموعه پرشخصیت است که تمام کاراکترها و قصه ها به هم اتصال دارند، باید مخاطب ببیند و بعد بیشتر راجع به آن صحبت کنیم. ضمن اینکه فیلم سینمایی «پیمان» را هم حدود 2 هفته است که در رسانه‏های خانگی دارم. در آن کار با آقای فروتن همبازی هستم.
و اما «آوای باران»...
ـ بله، مشغول کار در این سریال و در خدمت آقای سهیلی زاده هستم. بسیار از بازی جلوی دوربین ایشان که واقعاً مدیوم تلویزیون را خوب می شناسند، راضی هستم. ضمن اینکه اگر اجازه بدهید همین ابتدا باید تشکر کنم از آقای هاشمی اصل تهیه کننده محترم مجموعه که در این وضعیت نامناسب تلویزیون به لحاظ بودجه، تا به اینجا پشتیبانی بسیار خوبی از کار کردند.
فکر می کنم «آوای باران» دومین تجربه همکاری شما با حسین سهیلی زاده باشد؟
ـ بله من شش ـ هفت سال پیش سریال «گلیعاد» را با حسین سهیلی زاده کار کرده بودم. با ایشان آشنایی از قبل داشتم، اگر چه پس از «گلیعاد» چند سریال ساختند و سراغی از ما نگرفتند! (می‏ خندد) اما همیشه دوست داشتم با او کار کنم چون سبک و سیاق کارش به نظرم مورد توجه تماشاگر است.
مرضیه در دل قصه این سریال چگونه تعریف شده بود؟
ـ مرضیه شخصیت مثبت داستان بود. ما فیلمنامه کامل نداشتیم و البته پس از توضیح راجع به نقش تغییراتی نیز انجام شد که امیدوارم حاصلش به رشد کیفی کاراکتر کمک کرده باشد. سیناپس کلی را که خواندم، شخصیت را دوست داشتم.
شخصیت هایی شبیه به مرضیه را پیش از این هم بازی کرده بودید، چه کردید تا این شخصیت با حداکثر فاصله با تجربه های قبلی حضوری متفاوت در کارنامه شما باشد؟
ـ بله، من نقش دختران چادری و مثبت را پیش از این هم بازی کرده بودم. اتفاقاً ارتباط بسیار خوبی هم با این دست نقش‏ ها برقرار می‏کنم. مدام به فکر این بودم چه کنم تا مرضیه با تجربه‏ های قبلی‏ام متفاوت باشد و کمترین شباهت را با آنها داشته باشد. از سوی دیگر من وقتی که قراردادم را با این پروژه بستم، تنها 6 قسمت فیلمنامه داشتم و تصمیم گیری خیلی راحت نبود. اما آقای سهیلی‏زاده را می‏شناختم، با عوامل پشت صحنه و البته برخی از بازیگران کار که سابقه همکاری از قبل داشتیم، آشنایی کامل داشتم و این بسیار کمک حال بود. در دو ـ سه نقش از جمله گلرخ در هیبت دختر چادری دیده شده بودم و حالا کار سخت بود که این جا تماشاگر با باورهای قبلی‏اش در مورد بازی من به مرضیه نگاه نکند. اولین چیزی که به نظرم می‏ توانست کمک حال باشد، لحن و بیان مرضیه بود. از روز اول تصویربرداری به دنبال این بودم چه فاکتوری می‏تواند مرا در این راه کمک کند. از آنجا که همه چیز فورس ماژور بود و در کمترین فرصت رخ می‏داد، تلاش‏های من هم نتیجه نمی‏داد، چون باید به سرعت جلوی دوربین می‏رفتیم. من در همین مسیر به آوا یا لهجه‏ای از هموطنان جنوبی رسیدم؛ شاید لهجه اهوازی که غلظت کمتری نسبت به آبادان و... که تا حدودی به عربی می‏زند. تاکید می‏کنم در این سریال من برای مرضیه به یک آوا رسیدم نه لهجه، چون نمی‏خواستم لهجه داشته باشم.
اصلاً، این لهجه از سوی کارگردان با حساسیت از شما طلبیده شد؟
ـ اصلاً چون کسی به لهجه و آوای مرضیه فکر نمی‏کرد.
پس چرا؟
ـ خودم دوست داشتم.
فکر نمی‏کردید این لهجه جنوبی یا به قول شما آوا می‏ تواند لطمه زننده هم باشد؟
ـ چرا، چون مسوولیت گرفتن لهجه یا بهتر بگویم آوا برای یک نقش در طول یک سریال تلویزیونی کار مشکلی است. ضمن اینکه در شروع کار مجبور بودم تمرین تنهایی داشته باشم، صدای خودم را بشنوم. از سویی فیلمنامه ها هم تازه بود و هنوز کامل سوار بر قصه نبودم.
پس خودت بحث لهجه دار بودن مرضیه را پیشنهاد دادی؟
ـ بله من این مسئله (لهجه) را به آقای سهیلی زاده پیشنهاد کردم و او هم خیلی استقبال کرد. به نظرم آوا و لهجه شخصیت را تا حدود زیادی نرم‏تر و دوست داشتنی‏تر کرده است. البته این حس من است، نمی دانم نظر شما و مخاطب چه خواهد بود. من معتقدم بازیگر برای فاصله گرفتن از کلیشه و نزدیک شدن به یک حضور متفاوت باید ریسک کند و از انتقاد هم نترسد. ما که عادت کرده‏ایم به انتقادهای مفصل! (می‏خندد) اگر چه وقتی شما منتقدان و مخاطبان عام، سریال را می بینید و از کار آدم تعریف می‏کنید، دلگرمی است و خوشحال کننده؛ بازیگر از این بازتاب‏ها انرژی می‏گیرد. اما انتقاد شما هم  می‏ تواند در کار موثر واقع شود، اگر معنای واقعی نقد و تحلیل در آن دیده شود. باور کنید من به عنوان بازیگر قبل از اینکه جلوی دوربین بروم به نقش، قصه و فضای کار مدام فکر می‏کنم، پس دوست دارم مخاطبم متوجه تلاشم بشود. من خودم مرضیه را دوست داشتم، ولی از ریسک رخ داده هم مطلع بود. یادم می آید قسمت اول که پخش شد جلوی تلویزیون کل کار را ایستاده دیدم، دل نگران بودم، حالم برای کارم بد بود، می‏ترسیدم آنچه می خواستم از آب در نیامده باشد. اما بعد از اینکه کار را دیدم، خودم راضی بودم. به هر حال با شرایط کار ما و فرصت کم، نتیجه بد نبوده است. اینجا من مشاوره‏ای هم برای لهجه جنوبی نداشتم. تنها یکی ـ دو تا از دوستانم بودند که قبل از ضبط هر سکانس تلفنی صدای‏شان را می شنیدم و جلوی دوربین می رفتم. در کل کار خیلی سخت بود.
این لهجه چه کمکی قرار بود به رنگ‏آمیزی شخصیت مرضیه بکند؟ تنها به دنبال یک تفاوت برای این نقش و دیگر تجارب‏تان بودید یا اینکه قرار بود لهجه، تفاوت شخصیتی او با کاراکتری مثل زینت را دو چندان نمایان کند؟
ـ هم این دو نکته مدنظر بود و هم اینکه این خانواده به آن خطه متعلق بودند. اگر دقت کرده باشید، آقای دژاکام یک آوای دل نشینی در صدایش دارد.
پیشنهاد ندادید او نیز در نقش برادر مرضیه دارای لهجه باشد؟
ـ من پیشنهاد دادم و الان هم توضیحش را می‏دهم. اتفاقاً همین لحن دلنشین او بهانه‏ای بود تا این جرقه در ذهن من بخورد و لهجه جنوبی را به این کاراکتر اضافه کنم. صدای آقای دژاکام بسیار دلنشین و درست است و این آوای او را من در اجرا و بازی خوبشان اصولاً دوست دارم. به هر حال او پیشینه آن منطقه را دارد و من وقتی که به آقای سهیلی زاده این مسئله را پیشنهاد دادم، ok داد به شرط اینکه راف کات‏ها را ببینند. من هم تا لحظه آخر دلشوره این را داشتم که لهجه خوب می‏شود یا خراب و من مجبور می‏شوم بروم و کار را دوبله کنم. مرضیه به هر حال دختری است که از شهرستان آمده و شروع کرده به درس خواندن، پس لهجه یک جورهایی می‏توانست به قابل باور شدن او کمک کند. نمی‏دانم چقدر به این مسئله دقت کرده‏ اید، به جز آذری‏های عزیز و اصفهانی‏ها و برخی دیگر از هموطنان ما که لهجه بسیار شیرینی دارند و افتخار مي‌كنند اين لهجه و لحن را با خود همه جا همراه داشته باشند، برخي هم هستند كه....
برخي هم لهجه شان را پنهان مي‌كنند!
-بله، برخي لهجه‏شان را پنهان مي‌كنند و يك جايي در آواي صداي‏شان مشخص مي‌شود.  برخي هم به مرور زمان آوا را از دست مي‌دهند. برخي اصالت خودشان را دوست دارند و سعي مي‌كنند آن را همراه داشته باشند. من خانواده مرضيه و خود او را از اين دسته مي‏ ديدم، به خاطر فرم زندگي و نوع نگاهشان. از سوي ديگر برادر مرضيه هم سالهاست كه به تهران آمده، تحصيلكرده و در محيط‏ هاي اداري بوده و طبيعي است كه او خيلي لهجه نداشته باشد. دوباره بايد اشاره كنم كه من از بازي آقاي دژاكام در اين سريال بسيار لذت مي‏برم.
منطق مرضيه براي تصميمي كه در ابتدا و استارت اين قصه مي گيرد ( ازدواج با طاها) و در فصل دوم  قصه و انتظار او براي بازگشت طاها بسيار مورد توجه خواهد بود (البته منطق درام اين را مي گويد) که كمي مي تواند دور از ذهن باشد. چگونه رفتار او را براي خودتان در زمان بازي توجيه كرديد؟
- (مكث مي‌كند) تصميم و رفتار او خيلي دور از ذهن نبود كه نتوانم آن را پيدا كنم. به هر حال طاها دوست برادرش بوده، از سوي مرتضي رفتار و اخلاق او به لحاظ عقيده و... مورد تأیید بوده و به طبع، در جايي كه مرتضي به مرضيه مي‏گويد، ديگر شرايط موجود نيست او هم كنار مي‏كشد. ضمن اينكه رفتار زيور و ماجراي شكايات او باعث مي‌شود واقعاً دستش كوتاه شود و... حالا چه اتفاقاتي رخ مي‏دهد، من نمي‏توانم راجع به آن توضيح دهم، چون داستان لو مي‏رود. مرحله بعدي هم بر مي‏ گردد به خواسته و نگاه خود كارگردان حالا چه خوشايند چه ناخوشايند و اينكه كارگردان چه مي‏خواهد؟ آيا مي‏خواهد تنها روايت يك قصه را براي مخاطب انجام دهد؟ برخي از كارگردانان به لحظات درام در كار خيلي اهميت مي‌دهند و برخي نه! برخي از كارگردانان تنها با دكوپاژ قاب بندي‏هاي بسيار زيبا به روايت قصه فكر مي‌كنند.
 نگاه حسين سهيلي زاده در اين نوع از روايت به زعم شما چه بوده است؟
- من نگاه آقاي سهيلي زاده را در ساخت يك اثر تلويزيوني بسيار دوست دارم. شخصيت كاري ايشان، ديسيپلين حضورشان پشت دوربين و... را بسيار مي پسندم. او خوب مي دانند سر كارش چه مي‏ خواهد. شما مي‏دانيد هستند كارگرداناني كه تا آخرين لحظه كه جلوي دوربين حضور پيدا مي‏كنيد نمي‏دانند چه مي خواهند و پلان بعدي‏شان چه خواهد بود! من هميشه به نگاه او در كار اعتماد كردم و نتيجه بدي هم نگرفتم. شايد من يك جاهايي چون بازيگر درام هستم و لحظات درام را بيشتر مي‏پسندم، نظرم بيشتر به سمت اين نوع از بازي مي‏رفت. شايد كاري كه من در مورد شخصيت مرضيه انجام داده‏ام و ملموس هم هست، پربارتر كردن لحظات دراماتيك مرضيه در دل قصه بوده است. بارها و بارها براي لحظاتي كه مرضيه در سريال گريه مي‌كند، شايد خودم هم گريه كردم و در کل غم را در داستان خيلي دوست دارم؛ البته اين علاقه من است و شايد مورد تأييد بسياري از دوستان نباشد.
 البته در دل اين گريه‏ها گاهي لهجه مرضيه فراموش مي شد؟
- (مي‏خندد) يكي ـ دو قسمت پيش از اين اتفاق در يك سكانس رخ داد كه فكر مي‏كنم بر مي‏گردد به سكانس‏هاي روز اول تصويربرداري ما، البته لهجه كاملاً نرفت، چون آقاي سهيلي‏زاده مي‏ خواهد كه جاهايي مرضيه لهجه نداشته باشد.
 واقعاً؟ چرا؟
- بله، گاهي حتي مي‏گويند لهجه را كم كن، نمي‏خواهم كه اينجا اصلاً لهجه داشته باشي. واقعاً در پارت يك، كار من خيلي سخت بود، چون در لحظه هم بايد به ميزانسن، حركت، حس صحنه و حتي لهجه‏ ام فكر مي‏كردم. باور كنيد شب‏هاي اول خودم از انتخاب اين لهجه پشيمان شده بودم.
لطفاً از طرف من اين جمله را هم ذكر كنيد هيچ كس نمي‏تواند اصالت يك لهجه را اگر اهل آنجا نباشد  به درستی دربياورد، من هم هميشه گفته‏ام كه تنها يك آوا و نمايي از آن لحن را در مي‏آورم، چون هيچ گاه جسارت نمي‏كنم و نمي توانم آن اصالتي را كه در بيان اهالي هر خطه وجود دارد، به اجرا بگذارم.
 شما از سيناپس كلي قصه اطلاع كامل داريد؟
- سيناپس كلي كه نه، هيچ كدام اطلاعي نداريم.
- خب اين در كيفيت كار شما مؤثر نيست؟
- سيناپس نهايي را كه مي‏دانم، چون خط محوري قصه را در زمان عقد قرارداد خوانده‏ام، اما اينكه از چه مسيري به آن نقطه (انتها) مي‏رسيم را نه، البته با پافشاري يك جورهايي از مسير قصه نيز مطلع شدم.
با نويسندگان سريال چقدر در ارتباط هستيد؟
- خيلي كم و دورادور...
چرا؟
- آقاي سهيلي زاده خيلي دوست ندارد ما ارتباط مستقيمي با نويسندگان داشته باشيم.
 به نظرم در اين سبك كار، كه فيلمنامه آماده نيست و نقش‏ها در طول كار بيشتر شكل مي‏گيرند، ارتباط نزديك نويسنده با بازيگران به كار كارگردان نيز كمك مي‌كند؟
- من هم اين ارتباط را مي‏پسندم و البته نه به معناي دخالت در نوع نگارش آنان؛ سرانجام كاراكتر است كه مي‏تواند نوع نگاه بازيگر را تحت تأثير قرار دهد. به هر حال هر كارگردان نگاه ويژه خودش را دارد و ما به عنوان بچه‏هاي آن كارگردان وقتي مي‏پذيریم اين آدم بايد بالاي سر ما باشد، پس بايد اعتماد كنيم و تمام كمال خود را به او بسپاريم. من از اين ماجرا ضرر نكردم.
 در دومين تجربه همكاري با الهام چرخنده، ارتباط رو در روي شما ( در لحظات بگو مگوي مرضيه و زيور) خوب و جذاب و البته قابل باور هم از آب درآمده است. از ارتباط تان سر صحنه، پشت صحنه  و تأثير آن جلوي دوربين بگوييد؟
- من با الهام كه دوستان بسيار خوبي هستيم، اما به هر حال در اين سريال دشمنان بسيار خوبي براي هم بوديم! (مي خندد) به نظر من بازي او بسيار خوب درآمده و الهام، زيور را خيلي خوب شناخته و از آب درآورده است، طوريكه لحظات كاري اش به ياد و خاطر مخاطب باقي مانده است.
كار بازيگري كه باعث نشده به كل از دنياي موسيقي و نوازندگي فاصله بگيريد؟
- فعلاً كار تدريس را ادامه مي دهم، كار اركستر هم تا پايان اين سريال نخواهم داشت شاید تا يكي دو ماه ديگر. ضمن اينكه در حال انجام دو كار هستم كه اجازه دهيد راجع به آن بعداً صحبت كنيم.
 حرف آخر...
- من صحبتی راجع به سريال «عصر پاييزي» داشته ام كه گويا براي برخي از دوستان سو تفاهمي در كلام ايجاد شده است. اولاً كه من نه اهل حاشيه هستم و نه با همكارانم خصومتي دارم.
چيزي كه به من انتقال داده شده بود از سوي عوامل پروژه، اين بود كه به خاطر مميزي‏هاي تلويزيون نتوانستيم پرداخت بيشتري روي اين كاراكتر (ليلا) داشته باشيم. من در آن مصاحبه هم گفتم دوستاني كه راف كات‏هاي سريال را ديده‏اند خيلي از خروجي كار تعريف كرده‏اند و من هم اميدوارم نتیجه كار هم مورد توجه مخاطب قرار بگيرد، چرا كه 6 ماه از عمرمان را پاي آن كار صرف كرديم و كنار دوستان هنرمندان كار كرديم.
 اميدوارم حداقل كيفيت كار طوري باشد كه به رغم عدم دريافت دستمزدها، با ديدن عملكرد خودمان دلگرم شويم و خستگي دو سويه به تنمان نماند. اميدوارم دوستان همكارم از من ناراحت نباشند.