گفت و گو با نیلوفر پارسا، بازيگر سريال «آواي باران»

نیلوفر پارسا متولد سال 1369 و دانشجوی ترم آخر رشته IT است. او هم اکنون هر شب با سریال «آوای باران» به کارگردانی حسین سهیلی زاده در نقش بیتا مهمان مخاطبان شبکه سه است. بیتا دختری است که به عبارتی گستاخ و سرکش است و حتی در برخورد با پدر و مادرش نیز با بیادبی رفتار میکند. با پارسا در مورد سریال «آوای باران» و دغدغههای بازیگریاش صحبت کردیم.
از شروع فعالیت حرفه ای تان
بفرمایید.
ـ من بازیگری را از سنین کم شروع کردم و در مدرسه تئاتر کار
می کردم و حتی قبل از مدرسه زیاد عروسک نداشتم و بیشتر قوه تخیل فوق العاده ای
داشتم. پس از آن به کلاسهای بازیگری استاد امین تارخ رفتم و اولین کار
حرفه ای ام ایفای نقش در سریال «آوای باران» بود.
قبل از این سریال،
در کارهای تصویری حضور نداشتید؟
ـ در یکی ـ دو اپیزود از سریال «شاید
برای شما هم اتفاق بیفتد» نیز بازی کرده بودم که بیشتر برای سنجش توانایی های خودم
بود اما الان از این بابت که اولین کاری که به واسطه آن دیده شدم به کارگردانی آقای
سهیلی زاده است، خدا را شاکرم. در گذشته همیشه کارهای ایشان را دنبال میکردم و با
سابقه خوب و درخشانی که دارند میدانستم که به بازیگران جوان اعتماد می کنند و
همیشه هم خروجی خوبی دارند و به عبارتی سکوی پرتاب خیلی از بازیگران جوان ما بوده
اند.
برای حضور در سریال «آوای باران» در ابتدا تست
دادید؟
ـ بله، یکی از دوستانم به من گفت که آقای سهیلی زاده برای سریال
جدیدشان از تعدادی بازیگر تست می گیرند و من هم به دفترشان مراجعه کردم و تست دادم
و این امر به دفعه دوم هم کشیده شد، برای مثال تست اولم اگر یک ساعت بود، تست دوم
ام حدود 8 ساعت به طول انجامید و بعد از یک ماه مرا به عنوان بازیگر نقش بیتا
پذیرفتند.
زمانی که برای ایفای نقش بیتا انتخاب شدید، با این نقش آشنا
بودید؟
ـ اول از همه که نمی دانستم کاراکتر بیتا چه جور شخصیتی دارد و
حتی بعد از پخش چند قسمت از بازی ام در سریال اکثر اقوام و دوستان با من تماس
گرفتند و ابراز تعجب کردند بابت اینکه این نقش را بازی کردم که آنقدر از من دور
است. در هر حال به این خاطر که ما در قالب نمایش این نقش را به تصویر کشیدیم، قطعاً
مقداری هم از عنصر اغراق استفاده کردیم و من هم فکر می کنم که افرادی مثل بیتا در
جامعه ما هستند اما نه به این شکل.
جالب است که بیتا با خودتان تفاوت
بسیاری دارد و آنقدر خوب از ایفایش بر آمدید؟
ـ بله این نقش خیلی از من
دور است چرا که من دختری هستم که شاید ادب و احترام را در مورد همه افراد خانواده
بالاخص پدر و مادرم بسیار رعایت می کنم و حتی از کودکی خیلی حرف گوش کن بودم و روی
حرف پدر ومادرم حرف نمی زدم.
برای نزدیک شدن به بیتا چه کردید؟ با توجه
به اینکه از شما خیلی فاصله داشت؟
ـ سعی می کردم با دخترهایی که در
دوران راهنمایی و دبیرستان به سر می برند بیشتر ارتباط داشته باشم. هر چند فکر می
کنم در مورد فرزندانی مثل بیتا، پدر و مادر هم مقصر هستند چرا که آنها هم نباید در
تربیت فرزندشان طوری رفتار می کردند که الان نتوانند از عهده خواسته های نا بجایش
بر آیند و باید از کودکی اینها را در نظر بگیرند تا چنین افرادی را تربیت
نکنند.
زمانی که با این نقش آشنا شدید، ذهنیت تان تغییر
کرد؟
ـ آن زمان بیشتر فکر می کردم که بیتا یک دختر پولدار و مرفه است
که در ناز و نعمت بزرگ شده و پدر و مادرش هم بسیار او را لوس کرده اند و هنوز نمی
دانستم وقاحت او تا چه حد و میزان است.
آن زمان چه فاکتوری بیشتر
برایتان اهمیت داشت؟
ـ کار با آقای سهیلی زاده خیلی برایم مهم بود، در
هر صورت برای ما بازیگران جوان خیلی مهم است که اولین کارمان را چطور تجربه می کنیم
و چطور دیده می شویم و قطعاً اگر از نقطه خوبی شروع کنیم برای آینده کاری مان خیلی
خوب خواهد شد و خدا را شاکرم که این افتخار نصیبم شد تا در اولین کار با ایشان
همکاری داشته باشم.
خاطره جالبی از این کار و تفاوت بین شخصیت خودتان و
بیتا دارید؟
ـ بله همانطور که گفتم وقتی که با بیتا آشنا شدم، بچه های
سنین راهنمایی و رفتارهایشان را بیشتر می دیدم و در آنها دقت می کردم. حتی یادم است
در سکانسی که بیتا با طاها ریاحی که به دروغ پدرش بود دیالوگی برقرار کرد طاها به
او گفت: خوشحالم که تو دختر من نیستی و من گفتم: خدا را شکر می کنم که تو پدر من
نیستی، قبل از ضبط این سکانس من چندین بار از آقای پگاه بابت گفتن چنین دیالوگی
معذرت خواستم و گاهی اوقات هم بار منفی این کلمات تند و تیز روی من تاثیر می گذاشت،
آنهم به این دلیل است که تا به حال با چنین دیالوگ هایی سر و کار نداشتم و شاید
برایم تعجب آور بود که آیا در حقیقت هم چنین فرزندانی هستند که با این ادبیات با
پدر و مادرشان صحبت کنند؟ البته بعد از ایفای نقش بیتا به جواب سوالم
رسیدم.
گریم تان تا حدی با چهره واقعی تان تفاوت دارد؟
ـ
بله و این یکی از فاکتورهایی بود که در برقراری ارتباطم با نقش خیلی موثر بود و آن
را مدیون هنر آقای فرح مرزی طراح گریم هستم.
بازی کردن در کنار سام
درخشانی و الهام چرخنده به عنوان پدر و مادرتان سخت نبود؟
ـ از آنجایی
که خود آقای سهیلی زاده یکی از کارگردانان خوب ایران هستند و همیشه هم در پشت صحنه
ها و حین انجام کارهایشان آرامش خاصی دارند و اینکه خودشان هم گروه را هدایت می
کنند، به طور قطع همه بازیگرانی را که انتخاب می کنند نیز از این ویژگی برخوردارند
و همه این عزیزان آرامش خاصی را در نوع رفتار و بازی شان به من که اولین بازی
حرفهایام بود منتقل می کردند. آنقدر کل گروه حرفهای بودند که من هیچ وقت احساس
خستگی نمیکردم و همیشه با انرژی فراوانی سر صحنه می رفتم و بر می
گشتم.
با قصه سریال چقدر ارتباط برقرار کردید؟
- بعد از
خواندن فیلمنامه اول از همه یاد قصه سریال «دلنوزان» افتادم که دختری به نام ستایش
که گم شده بود و همه به دنبال او می گشتند اما کمی که جلوتر رفتیم آنقدر قصه برایم
جذابیت داشت که مدام منتظر خواندن قسمت بعدی بودم و الان هم که سریال را می بینم پا
به پای غصه های باران اشک می ریزم و از دست رفتارهای بیتا عصبانی می
شوم.
فكر نميكنيد نقش بيتا براي بسياري از دخترهاي اين سني بدآموزي
داشته باشد؟
ـ اگر قرار باشد سريال را ببينيم بايد همه قسمتهاي آن را
نگاه كنيم و از عاقبت اين نقشها هم مطلع شويم. براي مثال اگر بيتا حاضر جواب است
و... در وهله اول جذابيت نقشهاي مثبت مثل باران و طاها براي بيننده هم از بين
ميرود.
در مورد انتخابهاي بعديتان تصميمي گرفتهايد؟
ـ
همانطور كه گفتم به دليل اينكه در كار اولم با آقاي سهيليزاده كه حرفهاي و
پرطرفدار هستند كار كردم، توقع خودم و ديگران از من بالا خواهد رفت و اين در مورد
انتخابهاي بعديام سختتر ميشود و من بايد خودم را بهتر و بهتر و انتخابهايم را
سنجيدهتر كنم تا هم به خودم و هم به گروهي كه با آنها كار كردهام احترام
بگذارم.
جمله پاياني...
ـاز مادر و پدرم تشكر ويژهاي
دارم و از همين جا دستشان را ميبوسم كه هميشه مشوق من بودند و همچنين از آقاي
سهيليزاده و گروه خوبشان.
سلام برسینمای ایران