مصاحبه
ریما رامینفر: همین که دور هم هستیم خوب است

بعد از سریال «پایتخت» مطمئنا هیچکس نیست که ریما رامینفر را نشناسد؛ هما مهربان و صبور خانواده «معمولی» که به طرزی غیر معمول اما باورکردنی میتوانست برای عاقبت بخیر شدن همه مسائل راهحل پیدا کند. رامینفر را اهالی تئاتر خیلی خوبتر میشناسند؛ نه تنها به عنوان بازیگر که به عنوان نمایشنامهنویس و کارگردان. این روزها رامینفر بعد مدتها از جلوی دوربین کنار رفته و به صحنه برگشته تا با «جنونی» که خودش به بازیگری تئاتر نسبت میدهد، راضی شود. نمایش «اینجا کجاست؟» که او تکنفره در تالار سایه تئاتر شهر اجرایش میکند، بهانهای شد تا سراغش برویم و درباره همه دغدغههایش درباره بازیگری حرف بزنیم. سئوالهایی که دوست داشتیم بعد از نوروز و پخش «پایتخت 2» از او بپرسیم اما فرصتش مهیا نشد. سوالهایی که رامینفر بعد از یک ساعت یک نفش روی صحنه دیالوگ گفتن و یک نمایش تک نفره را با قدرت اجرا کرد، همچنان با هیجان و انرژی جواب داد. هیجان و انرژیای که مطمئنمان میکند هما را فقط بازیگری مثل ریما رامینفر میتوانست اینقدر دوست داشتنی و واقعی خلق کند.
تصویری که معمولاً از شما در تلویزیون دیدهایم به خصوص در «پایتخت»ها، یک زن با درایت بوده که میتواند زندگی خانوادهاش را جمع کند. این تصویری است که رامینفر دارد و فیلمنامهها را براساسش به او پیشنهاد میشوند یا این کاراکتر را از او ساختهاند؟
واقعیت این است که وقتی شما در نقشی شناخته میشوی و مورد پسند قرار میگیری، معمولاً پیشنهادهایی که متعاقبش میاید، خیلی نزدیک به آن نقش است. من بیشترین سعیام را میکنم که جزییاتی در این نقشها لحاظ کنم تا با هم فرق کنند. البته من در تئاتر نقشهای خیلی متفاوتی بازی کردهام، از زن آرایشگری که در آلمان زندگی میکند تا زنی که در مردهشور خانه کار میکند تا زن مدرن، سنتی، خوشجنس، بدجنس و... اما در تصویر این اقبال را کمتر داشتم که نقشهای متفاوتی پیشنهاد بگیرم. خیلی هم از این وضعیت عذاب نمیکشم چون معمولاً کاری را انتخاب میکنم که بتوانم از آن دفاع کنم. به همین دلیل اصولاً اهل شکایت نیستم. ولی این نقد بهم میشود که نقشهایی که بازی میکنم، تکراری است.
حتماً این احتمال وجود دارد که اگر شما یک نقش منفی بازی کنید؛ مخاطب عام شما را دوست نداشته باشد...
بههرحال این چالشی است که همه بازیگرها با خودشان دارند و دوست دارند نقشهای متفاوت بازی کنند و خودشان را در موقعیتهای مختلف نشان دهند ولی من سعی میکنم سخت نگیرم و کاری که در نهایت از مجموعهاش راضی هستم را بازی کنم. مثلا در مورد «پایتخت» واقعاً آن خانواده را دوست دارم و یک جورهایی تبدیل به خانواده دومم شدهاند به همین دلیل عذاب هم نمیکشم که دوباره نقش همان را بازی کنم.
جزییات را چطور به نقشهای نزدیک و شبیه به هم اضافه میکنید؟ مثلاً در «پایتخت»، هما عصبیتر است اما در پایتخت دو خیلی مدبرتر شده.
در «پایتخت» شرایط هما بهم ریختهتر است و به همین خاطر عصبی است. ما با برآیندی که از پایتخت یک داشتیم، فهمیدیم همه میگفتند «این زن چقدر صبور است». خوشم آمد که هما اینطوری دیده شده سعی کردم در پایتخت دو این خصوصیت هما را پررنگتر کنم.
شما، مقدم و تنابنده به این موضوع فکر کرده بودید که با شخصیت هما، شمایل یک زن مدبر و مهربان خانه را نمایش بدهید؟
تا حدودی بله. چون به نظرم جذاب است که تو بتوانی صبور باشی و در اوج مسائل بهترین پیشنهاد را بدهی، تصویر زن غرغرو و ناآرام را که وقت مشکلات، سر شوهرش غر میزند، هم در سینما و هم تلویزیونمان زیاد دیدهایم و تکراری شده به هر حال قرار بود هما باور کردنی باشد. از طرف اینکه شخصیت همان هیچ بالا و پایینی نداشته باشد مسلما خیلی خستهکننده بود. بنابراین لازم بود گاهی حسادتش گل کند یا بچههایش را دعوا کند، اما ویژگیاش این بود که در لحظه میتواند همه خواستههایش را فراموش کند و به نفع خانواده همه چیز را مدیریت کند. برای تنابنده خیلی مهم بود که این خانواده شریفند. یعنی صفای غبطهبرانگیزی دارند. خیلی از خانوادهها میگفتند چرا ما اینطوری نیستیم؟ التبه قرار نیست همیشه نکات مثبت مثل پایتخت نشان داده شود. گاهی نمایش معکوس یک خانواده هم میتواند جذاب باشد، هم پیام مثبت خودش را بیان کند.
تنابنده و مهرانفر موقعیتهایی داشتند که خودشان و توان بازیگریشان را نشان بدهند، اما شما کمتر این موقعیت را داشتید. از لحاظ حرفهای سختتان نبود که در همچین شرایط بازی کنید؟
راستش یک بار بعد از «پایتخت» هدایت هاشمی به من گفت تو خیلی خوب میتوانی نقش هافبک را بازی کنی و اصلا اصرار نداری گل بزنی! ولی حضورت، حضوری است که آدم تو را تعقیب میکند. مثلا اگر در کامیون عقب نشستی و چیزی نمیگویی، آدم تو را دنبال میکند که چه واکنشی به اتفاقها و دیالوگهای دیگران نشان خواهی داد، اما من از این وضعیت اذیت نمیشدم. چون عضوی از این خانوادهام و قصه به من ارتباطی نداشت. واضح است که همه بازیگرها دوست دارند در هر قصهای تواناییشان را رو کنند اما من اصولاً برای نقش و دیده شدن نمیجنگم فقط تمام سعیام را میکنم که در خدمت قصه باشم.
این سبک بازی، از سابقه تئاتری شما میآید یا آقای مقدم بهتان میگفت چه کار کنید تا هما بهتر دیده شود؟
آقای مقدم خیلی دست بازیگر را برای اینکه پیشنهاد بدهد، باز میگذارد. با اینکه سابقه طولانی در سریالسازی دارد و معمولاً میداند چه میخواهد، اما دموکرات است. من این ویژگی ایشان را تحسین میکنم شما هر پیشنهادی به آقای مقدم بدهی میگوید بازی کن، ببینم چطور است. در «پایتخت 2» چون تنابنده بازیگردان بود همه چیز از فیلتر ایشان عبور میکرد و من و آقای تنابنده هم به همدیگر اعتماد داریم، به خصوص در قصه یک جاهایی شده بود که آقای تنابنده میآمد و برای قصهای که وسطش گیر کرده بود، با هم مشورت میکردیم. گاهی اوقات هم به شدت با هم میجنگیدیم.
اصلا دغدغه شهرت ندارید؟
واقعاً ندارم. بازیگری برایم مهم است اما فکر نمیکنم چرا پرتاب نمیشوم! دور و بر من پر از آدمهایی است که دائما میگویند ما پرتاب نمیشویم! من به این آدمها میگویم: بابا ول کن! همین که دور هم هستیم و هر از چند گاهی کار خوب میکنیم، کافی است. مثلا همین نقش اعظم در نمایش اینجا کجاست؟ به حد کافی برای دو سال مرا راضی میکند. اینکه چقدر میتوانم بعد از هر پلان از خودم احساس رضایت کنم، برایم کفایت میکند. خیلی هم اهل ریسک نیستم. البته شاید من هم یک روز در تنگنای مالی قرار بگیرم که هر کاری را انجام دهم. چون دیدم خیلی بازیگرها برای پول مجبورند خیلی نقشها را بازی کنند، اما من تا زمانی که مجبور نشوم، سعی میکنم با همین روش پیش بروم.
شما به عنوان نویسنده درباره تصویر سینمای ما از زنان چه نظری دارید؟ به نظرتان تصویری که میبینیم محدود و تکراری نشده؟
موافقم. شاید یک دلیلش این است ما در سالیان طولانی دچار محدودیتهایی بودیم که نکند شأن زن ایرانی خدشهدار شود. به همین دلیل هر نقشی برای زنان نوشته نمیشد. برای همین هم نویسندههای ما خود کنترلی کرده که تصویرهای محدودی برای زنان بنویسند. این چارچوبها برایشان نهادینه شده که نقشهای زنان را یک جور سریدوزی میکنند. از طرف دیگر تعداد فیلمنامهنویسان زن هم در سینمای ما کم است. به هر حال زنها وقتی دست به قلم میشوند میتوانند جزئیاتی درباره خودشان بنویسند که شاید مردها دربارهشان شناخت نداشته باشند.
خودتان دلتان نخواسته یک کاراکتر زن چالشبرانگیز خلق کنید؟
چرا الان که میگویید حس میکنم تحریک شدم! در تئاتر چند نمایش نوشتم که زنها قهرمانش بودند و شرایط پرچالشی هم داشتند. من با سبکی که گهگاهی در سینما رایج میشود و میخواهد بدبختی یک زن را خیلی پررنگ کند، مخالفم متاسفانه چندین سال است که ما تصویر واقعیای نه تنها از زن که از روابطی که در جامعه وجود دارد، در تلویزیون ندیدهایم.
سلام برسینمای ایران