مانی حقیقی در گفتگو با "کافه سینما" درباره‌ی عملکرد حوزه و ارشاد و خانه سینما: پناه بردن مدیران خانه سینما به آغوش حوزه٬ آبروریزی بود / شمقدری اصلا مدیریت بلد نبود/ این تجمع و حضور فیزیکی نتیجه سو تدبیر مدیران خانه سینماست

 

در حالی که این روزها بحران در سینمای ایران به اوج خود رسیده. بهترین تحلیل درباره شرایط موجود سینما را می شود از زبان سینماگران مستقل شنید. فیلمسازانی که در سالهای گذشته حداقل ارتباط را با نهادها و ارگان های دولتی داشتند و با هر زحمتی که شده٬ سعی کردند استقلال نگاه خود را حفظ کنند. مانی حقیقی سال گذشته فیلم پذیرایی ساده را بر پرده سینماها داشت، فیلمی که اکرانش در سینماهای حوزه هنری ممنوع بود. وی در گفتگو با "کافه سینما" تحلیل خود را درباره اوضاع چهار سال گذشته سینمای ایران در پاسخ به سه سوال ما اینطور بیان می کند:

* بررسی عملکرد "مدیریت سینمایی وزارت ارشاد" در چهار سال گذشته :

موضع و نگاه من نسبت به مسئولین وزارت ارشاد از همان ابتدا مشخص بود. با اطمینان می گویم که یکی از ضعیف ترین و ناکارآمدترین مدیریت های قابل تصور در عرصه فرهنگ، در زمان آقای حسینی و شمقدری و سجادپور به وقوع پیوست. مشکل اصلی آقایان این بود که معیارهای اجرایی هیچ کدام شان، برای هیچکس از جمله خودشان هم مشخص نبود. هر روز یک حرفی زدند و با قوانین عجیب و تعابیر مختلف، همه چیز را تخریب، سینماگران را سردرگرم و سینما را به این حال و روز انداختند. ضعف مدیریت و رفتاری وزارت ارشاد همراه شد با رویکرد لجبازانه شان نسبت به خانه سینما و رو در رویی با سینماگران؛ و تمام اینها شرایطی را به وجود آورد که بزرگترین شکست این 4 سال به نام شمقدری و تیم او ثبت شود.واقعیت این است که شمقدری «مدیریت» بلد نبود! و اگر انسان صادقی بود باید از همان ابتدا این موضوع را تشخیص می داد و کنار می کشید. اما بلند پروازی ها و جاه طلبی هایش مانع چنین رویکردی شد.

* بررسی عملکرد "مدیریت حوزه هنری" در چهار سال گذشته :

از دو منظر می توان عملکرد حوزه هنری را بررسی کرد:

یک؛ جایگاه حوزه هنری به عنوان تهیه کننده در سینمای ایران؛ که به نظرم در این سال ها چندین فیلم خوب و با ارزش تولید کرده مثل "یه حبه قند" . نمی توان این بخش را نادیده گرفت.

اما بحث دوم؛ برخوردی ست که حوزه هنری در سال گذشته با تعدادی از فیلم های مستقل سینمای ایران داشت و با ندادن سینماهایش به این فیلم ها، تحریم شان کرد. این رویکرد حاکی از یک نوع تفرعن نسبت به قوانین سینمایی مملکت و جاه طلبی توجیه ناپذیری بود که بیش از همه، گریبان خود مسئولین حوزه را گرفت. مدیران حوزه مخصوصا آقای مومنی و حمزه زاده دچار این توهم شده بودند که که پدر اخلاقی سینمای ایران هستند، آن هم بدون آنکه هیچ گونه مشروعیت مردمی داشته باشند و از مجاری دموکراتیک و اصولی به این پست و منسب رسیده باشند.

دو نکته هم این وسط وجود داشت؛ یک اینکه فیلم هایی که حوزه هنری مقابلشان ایستاد و تحریم شان کرد، اتفاقا فیلم های مهم و بحث برانگیزی شدند که اکثرشان یا موفقیت چشمگیر اقتصادی داشتند، یا موج گسترده ای را در فضای سینمایی به وجود آوردند. نکته دوم اینکه که کمتر پیش میآید در این مدل کشمکش ها و جدال ها؛ بازنده ی بازی به وضوح و روشنی مشخص باشد، که اتفاقا این بار به طور بسیار مشخص مدیران حوزه هنری شکست خوردند و این موضوعی است که از شمقدری و وزارت ارشاد تا سینماگران مستقل همه بر آن اتفاق نظر دارند.عملکرد و نوع برخورد حوزه هنری بر علیه سینماگران قطعا جای تاسف داشت، اما حداقل باعث آن شد که مدیران حوزه از این اتفاق درس بگیرند و دیگر پایشان را از گلیم شان درازتر نکنند.

* بررسی عملکرد "مدیریت خانه سینما" در چهار سال گذشته :

خانه سینما هم مثل حوزه هنری دست آوردهای مثبتی داشت که نباید نادیده گرفت. همین که با اقتدار در مقابل استبداد شمقدری و مدیران ارشاد ایستاد مهمترین دست آوردش بود. با این حال دو انتقاد جدی را به مدیریت خانه سینما وارد می دانم. یک اینکه مدیران این نهاد صنفی به اندازه ای که ما ازشان انتظار داشتیم با تدبیر و تعقل در جنگ با وزارت ارشاد عمل نکردند، و فضا را به سمت و سوی عصبیت و لجبازی کشاندند - که خواست تیم وزارت ارشاد هم همین بود و حالا کار به جایی رسیده که سینماگران باید بروند مقابل خانه سینما تجمع کنند تا شاید اتفاقی بیفتد. من این تجمع و حضور فیزیکی را ماحصل و نتیجه ی سوء تدبیر خود مدیران خانه سینما می دانم. آن ها باید قبل از بسته شدن درب خانه سینما با گفتمان و اندیشه و مدیریت بحران، نمی گذاشتند که کار به اینجا بکشد.

دومین انتقاد؛ واکنش و رویکردی ست که مدیران خانه سینما پس از به وجود آمدن درگیری و تنش مابین سینماگران و مدیریت حوزه هنری داشتند. مدیران خانه سینما در این درگیری جای آنکه کنار سینماگران و فیلم های مستقل بایستند، در اقدامی عجیب همگی با هم رفتند در آغوش حوزه و مدیرانش! همکاری مدیران خانه سینما با حوزه هنری آن هم در آن شرایط، بزرگترین آبروروزی ممکن بود. مدیران صنوف سینمایی طبق تعهدشان وظیفه دارند که در مقابل دخالت ها و سیاست بازی های جناح ها و ارگان های مختلف بایستند و در هر شرایطی پشتیبان و حامی سینما باشند، نه اینکه دقیقا در میانه ی جنگ، سرشان را بکنند زیر برف و دست جمعی کوچ کنند به زمین دشمن! ما بارها این موضوع را به دوستان سینماگری که با حوزه همراه شدند گوشزد کردیم و بدون استثنا تمامی شان در جلسات خصوصی علیه سیاست های تحریمی حوزه حرف می زدند، اما وقتی از جلسه بیرون می رفتند عملکردشان وارونه ی حرفشان می شد و دوباره در آغوش مدیران حوزه جای می گرفتند. من این رویکرد ضدّ هنری مدیران خانه سینما را بزرگترین خیانت به خانه سینما و اعضای گسترده این نهاد صنفی می دانم.