خبر

آقاي جمال شورجه!
1- گفتهايد من بابت «كلاس هنرپيشگي» 200 ميليون تومان پول از بنياد فارابي گرفتهام. اشكالي ندارد يا سند و مدرك رو ميكنيد يا شما را به دادگاه ميكشم.
2- گفتهايد 70 ميليون تومان بابت بيماري پسرم از شما پول گرفتهام. مطمئن باشيد اگر پسرم ميمرد هم من از شما تقاضاي كمك نميكردم كه نكردم و ديناري نميخواستم كه نخواستم و نگرفتم. به فرزندم نيز گفتم كه به شما رو نيندازد چرا كه از عزت نفس و مناعت طبع و ميزان بزرگواري شما حضرات خبر دارم و ميدانستم كه اگر كمكي هم بكنيد براي بسياري از پردهپوشيها آن را در بوق و كرناي فخر فروشي خواهيد كرد كه كرديد و هيچ كس نميداند بابت آن مساعدتها در روي تخت بيمارستان از رضا، چك و سفته خواستيد و بالاخره گرفتيد.
3- از آنجا كه شما خدا ترس هستيد و از خوف روز جزا چو بيد بر سر ايمان خويش ميلرزيد، پيشنهاد ميكنم تن به تمريني كوچك بدهيد و همراه بنده و تيمي كه هميشه با شما همراه هستند در يك نشست خبري دور هم بنشينيم و در حضور ارباب جرايد درباره 8 سال گذشته و كلاً 35 سال بعد از انقلاب و فعاليتها و درآمدها و داراييها و به قول شما قرضالپسندههاي خودمان به ملت شريف گزارشي دقيق و جزء به جزء بدهيم. چه اشكالي دارد؟ چرا چنين راه و رسمي در ميان مسؤولان و مردمان باب نشود؟ به قول شما آن را كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است؟ پس با دوستان پاك دست و خدمتگزار و كم توقع و اهل قناعت خود قرار بگذاريد و زمان و مكان آن را به بنده هم اطلاع بدهيد. من و گمانم «باني فيلم» هم از همين لحظه آماده هستيم. ببينيم چه ميكنيد.
سلام برسینمای ایران