مصاحبه
پوران درخشنده کارگردان «هیس دخترها فریاد نمیزنند» : جامعه ما اخلاق گرایی متخص به خود را دارد/ تماشاگران خارجی هم بغض کردند

پوران درخشنده از معدود کارگردانان زن سینمای ایران است که همیشه سعی کرده تا معضلات اجتماعی را در فیلمهای خود نشان دهد. در این میان نقش کودکان و نوجوانان بخصوص دختران نوجوان برای وی از اهیمت بیشتری برخوردار است. درخشنده سال گذشته با فیلم «هیس دخترها فریاد نمیزنند» در سی و یکمین دوره جشنوراه فیلم فجر حضور داشت که با استقبال بسیار زیادی روبرو شد. با او درباره این فیلم به گفتگو نشسته ایم.
خانم درخشنده مبدا ایده فیلم« هیس دخترها فریاد نمی زنند» از کجا شکل گرفت؟
کلید داستان این فیلم از سال 68 در ذهن من زده شد، زمانیکه یک دفترچه صدبرگِ کاهیِ خطداراز شهرستان بوکان به دستم رسید و فردی در آن از سرگذشتش تعریف کرده بود. در آن سالها، احساس کردم طرح چنین موضوعی برایم سنگین است و نمیتوانم درباره آن حرف بزنم اما از همان زمان این موضوع در گوشه ذهنم بود تا اینکه کمکم در دو دهه بعد سرگذشتهای زیادی به دستم رسید و آدمهای واقعی درخواست داشتند فیلمی با چنین مضمونی ساخته شود؛ خصوصاً دختران جوانی که از کودک آزاری ضربه خورده بودند.
با توجه به موضوع این فیلم که احتمال ممیزیاش را بالا بود فکر نمیکردید ساخت آن ریسک باشد؟
من به تک تک مشکلاتی که ممکن بود سر راهم قرار بگیرد فکر کرده و برایشان برنامهریزی کرده بودم. برای ساخت این فیلم تنها با یک ارگان روبرو نبودم در واقع من به خانوادهها و جامعه فکر میکردم و همچنین به آدمهایی که دچار این معضل بودند و میخواهند فیلم را ببینند فکر میکردم و به شرایط اخلاقی جامعه هم فکر میکردم. بهعنوان مثال فکر میکردم اگر قرار است به این معضل پرداخته شود و نوعی تعرض جنسی به کودک را نشان بدهم، باید چه تاثیرگذاریای داشته باشد که نه کودکِ قصه ما به عنوان یکی از شخصیتهای اصلی فیلم دچار آسیب نشود و نه بازیگر نقش متجاوز در شرایطی قرار بگیرد که تن به بازی ندهد در واقع تلاش زیادی کردم که از این گردنه خطرناک بهسلامت عبور کنم.
از ایدهای که در فیلم شما بود تا فیلمی که نمایش درآمد چقدر تغییر داشتید؟
چیزهای زیادی در ذهن من بود و دائم در این فکر بودم که مسائل را چگونه مطرح کنم ضمن اینکه خودم را جای طیفهای مختلفی از مردم جامعه قرار میدادم و فکر میکردم چگونه آن را بیان کنم تا بتوانم همه را متوجه آن سازم. اولین چیزی که به ذهن من رسید این بود که سکانسها و صحنهها را برای طرح مساله چگونه طراحی کنم تا متدینترین آدم هم که فیلم را میبیند احساس بدی نسبت به فیلم نداشته باشد و صداقت را حس کند. به همین دلیل با صداقت تمام و به سختی از خطوط قرمز گذشتم تا اتفاقی برای فیلم نیافتد و بتوانم فیلم را به تصویر بکشیم. بحث ترس از آبرو درمورد تجاوز به زنان و دختران موضوعی بینالمللی است و در همه جای دنیا اتفاق میافتد اما در جامعه ما به دلیل اینکه جامعهای اخلاقی است ترس از آبرو مسئلهای است که همه را به سکوت وادار میکند مخصوصا درمورد خانوادههایی که زن مورد این تجاوز باشد. به دلیل اینکه اگر چنین چیزی را مطرح کنند بیشتر انگشت اتهام به طرف آن دختر است تا کسی که مرتكب این گناه شده است.
در سکانسی از فیلم نشان میداد که خانوادهها به دلیل ترس از آبرو حاضر می شوند در دادگاه شهادت بدهند فکر میکنید چه راه حلی میتوان ارائه داد تا در جامعه به چنین معضلی برخورد نکنیم؟
مساله اصلی این است که خانواده باید فرزندش را به شکلی تربیت کند تا شناخت صحیحی از اعمال، رفتار، حرکات، برخوردها و مشکلاتی که بین آنها و آدم های اطرافشان اتفاق میافتد، داشته باشند همچنین ممنوعیت هایی که شناخت درستی از انسان را به کودکان میدهد و اینکه ممنوعیتها برای کودکان تعریف شود تا آنها متوجه شوند که چگونه میتوانند درباره مشکلاتشان با والدین شان صحبت کنند یعنی در وهله اول تربیت و آموزش صحیح از طرف خانواده صورت گیرد و بعد از آن این تربیت در جامعه هم اجرا شود. در واقع راهکار اصلی به نگاه صحیحی که خانواده به کودکانشان دارند و تعاملی که بین خانواده و مدرسه وجود دارد، بر میگردد زیرا خانه و مدرسه سیکلی است که باید توسط کودکان پیموده شود.
پنهان کردن مسئله آیا بدلیل این نیست که ما توان مبارزه و گرفتن حق خود را نداریم؟
در جامعه ما جا افتاده است که اگر کسی دخترش مورد سوءظن قرار گیرد و حرفی پشت سر آن زده شود دیگر آن دختر نمیتواند زندگی کند، نمیتواند ازدواج کند و اگر همسر داشته باشد، طلاقش میدهند. زیرا جامعه ما اخلاقگرایی دارد که مختص خودش است. به همین دلیل خانوادهای که این بلا سرش آمده است، سعی میکند با سکوت از کنار آن بگذرد حتی بعضی خانوادهها حاضرند بلایی بر سر دختر خود بیاورند تا آنکه با کسی که اینکار را کرده مبارزه کنند.
برای ساخت فیلم با مشکلی مواجه نشدید؟
مشکلات زیاد بود از جمله این که ارگانهایی که قرار بود حمایت کنند نقطه نظرات خودشان را در فیلمنامه اعمال میکردند اما با وجود همه این مشکلات، آنچه برای من اهمیت داشت این بود که از کنار این خط قرمزها طوری عبور کنم تا بتوانم این هشدار را به گوش مردم جامعه برسانم و آنها را با آسیب هایی اجتماعی که هر لحظه ممکن است برای کودکان ما اتفاق بیافتد آشنا کنم.
فکر می کنم گفته بودند بخش پایانی فیلم که درباره قصاص است حذف شود؟
بله اما من تاکید داشتم که فیلمم درباره قصاص قانونی نیست بلکه سخن ما درباره یک قصاص اجتماعی است و منظورمان این است که خانواده و جامعه تا زمانی که درست به وظایفش عمل نکند باید قربانی بدهد. من آن زمان به مسئولین توضیح دادم که اصلا «هیس!» برای این ساخته شده تا جامعهای که در آن ترس از آبرو باعث پنهانکاری میشود و «سکوت» آسیبهای زیادی به افراد میزند را نقد کند. پس من در پایان فیلمم نیاز دارم که «شیرین» قربانی شود تا دخترهای دیگر بتوانند زندگی کنند.
این فیلم همزمان با ایران در پنج کشور دیگر از جمله آمریکا، انگلیس، آلمان، امارات متحده عربی و کانادا به نمایش درآمده است، واکنش تماشاگران خارجی نسبت به این فیلم چطور بود؟
موضوع «هیس!»، یک موضوع بینالمللی است. به همین دلیل خیلی خوب میتوانیم آن را در همه جای دنیا نمایش دهیم. جالب بود که واکنش همه تماشاگران بعد از دیدن فیلم، مانند واکنش تماشاگران ایرانی بود؛ همان بغضکردنها، همان بهتزدگی و همان بغل کردنها.
چرا تا این اندازه مشکلات زنان ذهن شما را مشغول کرده و در اغلب فیلم هایتان نقش اول را یک خانم برعهده دارد؟
نگاه من در کارهایم برپایه روانشناختی اجتماعی استوار است و بیشتر به آسیب آدمهایی که در سکوت زندگی میکنند و کسی آنها را نمیبیند و متوجه آنها نیست و اینکه کسی نمیداند در ضمیر آنها چه میگذرد، میپردازم. اغلب به دنبال آدم های فراموش شده حالا در هر کجا که قرار داشته باشند، میروم و سعی میکنم مشکلات آنها را پیدا کنم و به آنها بپردازم. من معتقدم در وهله اول کودکان نقطه آسیب هستند به همین دلیل اغلب در فیلمهایم به معضلات کودکان میپردازم این بار دختر جوان و خردسال را مدنظر قرار دادم زیرا این دو گروه، گروه های خاموش هستند که در بسیاری از مواقع زمانیکه حوادث این چنینی برایشان رخ میدهد به دلیل اینکه در خانواده مشکلی برایشان پیش نیاید و بحثی پیرامون آنها شکل نگیرد سعی میکنند مشکل را بازگو نکنند به همین دلیل این مشکل در درون آنها باقی میماند و این بار را در روح خود حمل میکنند تا جاییکه به نقطه ای میرسد که تبدیل به فاجعه میشود. این بار سوژه مورد نظر من دختران جوان هستند زیرا آنها فکر میکنند اگر مشکلاتشان را بازگو کنند به دلیل باورهای غلط جامعه، انگشت اتهام به طرف آنها خواهد رفت بنابراین سعی کردم آن را به صورتی آسیب شناسانه در فیلم نشان دهم.
فکر میکنید بتوانید هر بار برای موضوع فیلم هایتان به مشکلات زنان در جامعه بپردازید؟
بله حتما، زیرا دوست دارم درباره بسیاری از مشکلات این قشر از جامعه فیلم بسازم و مشکلات آنها را به گوش جامعه برسانم و یکی از این آسیب های بزرگ «طلاق» است.
انتخاب بازیگران بر چه اساسی صورت گرفت؟ آیا از ابتدا همین گروه از بازیگران انتخاب شده بودند؟
بله، تقریباً همین گروه بودند اما برای نقش مراد (متجاوزگر) با مشکلات زیادی روبرو شدم زیرا کمتر بازیگری قبول میکرد این نقش را ایفا کند در حالیکه مراد هم یکی از شخصیت های درون همین جامعه است که زندگی میکند ضمن اینکه چنین شخصیت هایی در جامعه ما کم نیستند. بنابراین بازیگر توانایی می خواست که خوشبختانه در نهایت این نقش به بابک حمیدیان رسید و از این انتخاب بسیار خوشحالم.
و نقش طناز طباطبایی؟
در ابتدا برای این نقش تصمیم داشته از یک نابازیگر استفاده کنم. بسیار هم تلاش کردم شاید چیزی نزدیک به هفتصد تست گرفتم اما به دلیل حساس بودن نقش به یکباره به این نتیجه رسیدم که از یک بازیگر آنهم خاص و با تجربه استفاده کنم که طناز طباطبایی انتخاب شد.
با توجه به مشکلاتی که امروز سینمای ایران با آن مواجه است چگونه می خواهید کار را ادامه دهید؟
من معتقدم سینمای ایران باید دوباره در یک وحدت شکل گیرد و همه در کنار هم یک واژه را معنا کنند آن هم درباره سینمایی که در خدمت مردم است. سینما متعلق به مردم است و اینکه در اختیار شخصی یا گروه خاصی باشد صحیح نیست وآنچه اهمیت دارد این است که مشکلات جامعه به صورت هشدار باید در سینما مطرح و روشنگری شود. سینما باید گامهای خود را در جهت انسانیت و شرافت انسانی بردارد. آنچه مسلم است ما باید جایگاه انسان ها را پیدا کنیم و رنج های انسان را در راه بودن آن بیابیم زیرا گاهی انسان ها آنقدر پست میشوند که انسانیت خود را از دست میدهند. بنابراین باید به راهکاری برسیم که انسانها تا چه اندازه باید متعالی شوند تا انسان های دیگر را هم تحت تاثیر خود قرار دهند. آمدن و رفتن انسان ها با خود پیامی را منتقل میکند ابتدا تا زمانی که هستیم در کجاها میتوانیم تاثیرگذار باشیم و این تاثیرگذاری در فیلم های ما به چه شکلی می تواند به کار گرفته شود و حول چه محوری شکل گیرد تا مخاطب بتواند از آن استفاده کند. به نظر من سینماگران میتوانند پزشکان روح باشند و روح انسان ها را جلا دهند و درمان کنند و آنها را به پرسش وا دارند تا از این طریق خودشناسی کنند وعیب هایشان را ببیند. امیدوارم سینمای ایران بتواند با همدلی و وحدت بیشتر همه در کنار هم در جهت اعتلای سینما قدم برداریم.
جایگاه زنان کارگردان را به چه شکلی میبینید؟
زنان کارگردان ایران به هر شکلی تلاش میکنند تا به مشکلات جامعه بپردازند اما هر کدام نگاه خاص خودشان را دارند. در مورد مشکلات مختلف زنان تا به امروز فیلمهایی ساخته شده است حتی در این زمینه آقایون هم فیلم هایی داشته اند اما فکر میکنم زنان بهتر میتوانند به مشکلات این قشر بپردازند چرا که به جنس معضلات آشنا و نزدیک هستند و بهتر می توانند کند وکاو مسائل و مشکلات زنان را درآوردند. ضمن اینکه از نظر روحی هم بهم نزدیک هستند و ظرافتها را بیشتر میشناسند.
گفتگو از: سپیده حیدرآبادی
سلام برسینمای ایران